زندگی شما هم سرد شده است؟
ارسال شده توسط مدیر وبلاگ:علی در 90/4/22:: 10:55 صبحدکتر کاظم فروتن و نکاتی که هیچ کس به زنان و مردان یاد نمیدهد
«آنچه من میبینم این است که به هیچ وجه زن و مرد از روابط زناشویی آگاهی ندارند؛ یعنی یک مرد نمیداند نیازهای او چیست و باید با او چگونه رفتار کند. نمیداند چطور رفتار کند تا همسرش به لذت برسد.» اینها جملات دکتر سیدکاظم فروتن، رئیسکلینیک سلامت خانواده بیمارستان شهید مصطفی خمینی است. تنها کلینیک تخصصی بخش دولتی که در حوزه سلامت جنسی فعالیت میکند. شاید بهتر است بگوییم تنها کلینیک فعال در ایران که بهطور تخصصی و همه جانبه به درمان بیمارانی میپردازد که گرفتار مشکلات جنسی هستند. دکتر فروتن در این گفتوگو از فراموش شدن نکتههایی میگوید که برای حفظ کانون خانواده ضرورت دارند؛ ضرورت آموزشهایی که میتوانند جلوی فروپاشی خانوادهها را بگیرند. افسوس که کمتر کسی گوش شنیدن این حرفها را دارد...
شاید شنیدهاید درخبرها که یکی از مقامات قوه قضائیه گفته، شبکه فارسی «وان» باعث افزایش آمار طلاق شده است. البته ایشان عدد و رقم هم گفته ولی مشخص نکرده در کدام مطالعه و با چه مستنداتی این آمار را به دست آورده. نتیجه چیست؟ باز هم فحش میدهیم و پارازیتها را سنگینتر میکنیم. مشکل حل میشود؟ واقعا اگر فارسی وان نبود همه زوجهای ایرانی بهخوبی زندگی میکردند؟ آیا این همه که برای مقابله انرژی میگذاریم، به فکر اقدامات مثبت هم هستیم؟
اگر اعتقاد داریم، در عرصه فرهنگ هم جنگ است، نشنیدهایم که بهترین دفاع حمله است؟ اگر سریالهای فارسی وان خانوادهها را از هم میپاشد، ما چند سریال ساختهایم که خانوادهها را مستحکم کند؟ در مدرسه، در دانشگاه، در رسانهها، کدام آموزشها را به زوجها دادهایم که انتظار داشته باشیم خانوادهها همه سعادتمند و خوشحال زندگی کنند؟

ما تا یاد نگیریم پدر و مادر خوبی باشیم، نمیتوانیم فرزندان خوبی تربیت کنیم. تا زن و شوهر خوبی نباشیم و با هم درست رفتار نکنیم، فرزندانمان هم نخواهند آموخت که چگونه با هم رفتار کنند. چه کسی رفتارهای صحیح را به ما یاد داده که ما به فرزندانمان یاد بدهیم؟ در جامعه ما فضایی برای مشاوره پیش از ازدواج وجود دارد؟ ما برای تحصیل فرزندمان به انواع و اقسام روشها و کمک گرفتن از مشاوران مختلف متوسل میشویم اما برای ازدواج فرزندمان چطور؟ غیر از این است که اصلا خودمان این مسائل را آموزش ندیدهایم و برای همین هم ضرورتی برای آن نمیبینیم؟
برای زندگی خوب و صمیمی باید به زن و شوهر آگاهی داد. والدین باید به دختر یا پسرشان آموزشهای لازم را بدهند تا برای همسر آیندهشان، همراه و همسر خوبی باشند. به این ترتیب، فرزندمان را واکسینه کردهایم. فراموش نکنیم که حتی بعضی از واکسنها هم باید چند سال یک بار تکرار شوند. بنابراین علاوه بر آموزشهای اولیه باید این آموزشها تکرار شوند. حالا کدام از اینها را انجام میدهیم؟ اگر آموزشهای صحیح داده میشد، باز هم فارسی وان زندگیهایمان را این قدر به هم میریخت؟
مرد و زن تفاوتهایشان را نمیدانند. مرد برای همسرش گل نمیخرد؛ آن طرف هم به صحبتهای همسرش گوش نمیکند؛ پس رابطه رو به تیرگی میرود. وقتی زن و شوهر با زبان هم آشنا نیستند، به احساساتشان توجه نمیکنند، سردی ایجاد میشود. گاهی وقتی علت یک ازدواج را بررسی میکنیم، میبینیم علت این ازدواج علاقه طرفین به یکدیگر نبوده؛ طرف با یک نقاش مشهور، با یک دکتر، یک فوتبالیست و با یک فردی که ویژگی خاصی از یک نظر داشته و... ازدواج کرده است در نتیجه رابطه رو به سردی میرود.
مردی که وارد اداره میشود و با کمی لبخند و بگو و بخند با منشیاش صحبت میکند، به همان مقدار برای از همسرش کم گذاشته است. مرد بهخودش اجازه داده است تا با زن دیگری وارد گفتوگو شود. حالا با این رفتار به مرور نسبت به همسرش سرد میشود چون نیازش را هر چند اندک در جای دیگری پاسخ گرفته است در نتیجه زن سرد میشود. وقتی حس کرد همسرش از او فاصله گرفته است، رابطهها کمرنگ میشوند و رابطه آنها در سیکل معیوب وارد میشود.

اگر مردی با وجود آنکه تمام نیازهایش توسط همسرش برآورده میشود، سراغ زن دیگری میرود، مشکلی دارد که باید بهصورت موردی بررسی شود. رفتار او دیگر عرف نیست. همین طور اگر زن نیازهای جنسیاش ارضا نشود، مثلا بحث زودانزالی یکی از مشکلاتی است که باعث میشود زن از رابطه جنسی با همسرش لذت نبرد اما مرد از این قضیه آگاهی ندارد و تصور میکند سیر جنسی زن هم مانند خود اوست. به همین دلیل وقتی نتواند معاشقه را در مسیر درست آن جلو ببرد، زن از این رابطه جنسی متنفر میشود و دیگر میل ندارد سمت همسرش برود چون این رابطه او را آزار میدهد. در نتیجه به نیازهای جنسی مرد هم پاسخ داده نخواهد شد چون زن بهدلیل آزاری که میبیند رابطه جنسی مناسبی با او ندارد و بهتدریج مرد از زن فاصله میگیرد. این فاصله نیاز را از بین نمیبرد، نیاز سرجایش است و در فضای بیرون از منزل هم که شرایط مهیاست. بنابراین یا باید برای رفع نیاز به سمت بیرون گرایش یابد یا افسرده شود.
در حال حاضر در جامعه ما شرح وظایف زنها نسبت به زمان گذشته تفاوت کرده است. در جامعه کنونی ما اولویت نخست زن رسیدگی به نیازهای همسر نیست. کار، حضور در اجتماع همپای همسر و... اولویتهای زن هستند، بنابراین زن با جسم خسته مثل همسرش به خانه میآید. علت بروز برخی مشکلات مردان در جامعه ما هم همین است که غرایز یک مرد در کنار همسرش بهطور کامل ارضا نمیشود و این باعث میشود مرد بهدنبال ارضاکننده دومی برای غرایزش بگردد.
عقل حکم میکند اگر زن و شوهر در یک زندگی زناشویی به ارضای نیازهای جنسی به یک آرامش برسند، دیگر نیازی نیست برای ارضای این نیازها به سراغ دیگری بروند و بحث نیازهای مادی یک طرف است و مسئله آسایش یک مسئله دیگر. میشود در منزل نان خشک خورد اما آسایش داشت. برعکس گاهی از هر نظر تامین هستید اما فکرتان متلاطم است. مردهایی هم که بیوقفه کار میکنند دچار مشکل میشوند. بنابراین میتوان برنامهریزی بهتری در زندگی داشت، کمتر کار کرد و شادتر بود. بحث این نیست که زن بیرون از منزل کار نکند؛ اما وظیفه زن شوهرداری است. کار در درجه دوم است.
آنچه من میبینم این است که به هیچ وجه زن و مرد از روابط زناشویی آگاهی ندارند؛ یعنی یک مرد نمیداند نیازهای همسرش چیست و باید با او چگونه رفتار کند. نمیداند چطور رفتار کند تا همسرش به لذت برسد. ممکن است یک زن از ظرف شستن همسرش به همان لذت جنسی برسد؛ درست مثل زمانی که یک مرد با ارتباط زناشویی با همسرش به لذت جنسی میرسد. ولی وقتی زن و مرد این مسائل را نمیدانند بهتدریج از هم جدا میشوند؛ این جدایی بیشتر و بیشتر میشود تا اینکه از هم جدا میخوابند و زندگی و ارتباط زناشویی آنها در یک سیکل معیوب قرار میگیرد.
گاهی در زمان ازدواج، ما دخترانمان را با مهریه میفروشیم. متأسفانه صداوسیما هم یک مقدار به این قضیه دامن میزند. اگر فضای غلطی در جامعه وجود دارد، نباید به آن دامن زد. اگر دختر شما دنیا مهریه داشته باشد اما چند روز بعد از ازدواج افسرده به خانه برگردد، مهریه بالا چه اثری دارد؟ قیمت ناراحتی و قهر دختر ما با دنیا پول قابل مقایسه نیست. در مقابل این مسئله را بررسی نکردهایم که فردی که قرار است داماد ما شود، چقدر درباره نیازهای زن میداند یا متقابلا ما چقدر به دخترمان آموختهایم. وقتی ازدواج را از حالت صمیمی خارج کردیم و برای انتخاب همسر ملاکهایی مثل مدرک، ماشین، مهریه، منزل و... را اصل قرار دادیم ولی درک متقابل و آموزش مسائل همسرداری را به او یاد ندادیم- نکاتی که باید والدین به فرزندشان یاد بدهند- چه اتفاقی میافتد؟
یک مرد یک ظرفیت صددرصدی عشق در وجودش دارد. اگر یک زن توانست این ظرفیت صددرصدی را جذب کند، دیگر جایی برای جذب شدن مرد به سمت دیگران نمیماند
وقتی شما از غذایی لذت میبرید و خوردن آن شما را کاملا سیر میکند، نیازی به خوردن غذای دوم هست؟ مسلما نه. گاهی شما به غذا بهعنوان یک غذای صرف نگاه میکنید اما گاهی به احساسات نهفته پشت این غذا توجه دارید. شما مگر هر روز پلو و مرغ نمیخورید؟ اگر این طور باشد بعد از مدتی نباید لب به پلو و مرغ بزنید یا در مجلس عروسی همیشه پلو و مرغ هست و همه هم از آن میخورند. بنابراین حس پشت این غذا مهم است، یعنی در مثال ما شادی موجود در آن مجلس عروسی، ما را به خوردن آن تشویق می کند وگرنه غذا که تکراری است. یک مثال دیگر. قبل از خوردن همان پلو و مرغ عروسی به شما خبر بدهند ماشینتان را دزد برده است. دیگر میلی به خوردن غذا دارید؟ غذا برای شما دیگر طعم و مزه قبل را ندارد. پس رابطه جنسی فقط غریزه نیست.

غریزه زن و مرد متفاوت است و هر دو فقط در انسان بودن مشترک هستند و نحوه ارضای غرایزشان با هم فرق دارد. مرد زن را بیشتر برای رفع نیازهای جنسیاش میخواهد.
این یک واقعیت است. چند درصد از زنها به این مسئله توجه دارند؟ زنی که عطر میزند و همراه شوهرش بیرون میرود، مرد دیگری که شوهر زن دیگری است هم به این زن نگاه میکند و به عکس. چه اتفاقی میافتد؟ ما خودمان سیکلی را فراهم کردهایم که مرد بهدنبال فرد دیگر برود. فضای آراستهای در بیرون از منزل فراهم کردهایم و به عکس فضای منزل آشفته است. چندتا از اتاق خوابهای خانههای ما به انباری بیشتر شبیه است تا به اتاق خواب؟ چقدر زنها به فضای اتاق خواب اهمیت میدهند و آن را آراسته میکنند؟ شرایط این فضا در ارضای نیازها تاثیر دارد. یک مرد یک ظرفیت صددرصدی عشق در وجودش دارد. اگر یک زن توانست این ظرفیت صددرصدی را جذب کند، دیگر جایی برای جذب شدن مرد به سمت دیگران نمیماند؛ وگرنه مرد به سمت جاذبههای بیرونی میرود.
وظیفه زن همسرداری است چون وظیفه مرد هم کار کردن است. اگر این وظایف جابهجا شد؛ زن بیرون از منزل شروع به کار کرد و همسرداری به اولویت دوم او تبدیل شد، نتیجه آن این میشود که وقتی مرد محبت لازم را در منزل از همسرش ندید، بهدنبال جایگزین میگردد. چه کسی در این بین ضرر میکند؟ مسلما اول همسر چون شوهرش را برای خودش نگه نداشته و به او محبت نکرده، آرامش را برای او فراهم نکرده، دل او را به دست نیاورده و خودش را همطراز مردش قرار داده، یعنی در مقابل خشکی همسر به او گفته من هم خسته هستم!
اسلام میگوید، اگر یک زن در بدو ورود همسرش به منزل یک لیوان آب دست او بدهد، ثوابش به اندازه 100سال نماز و عبادت است. اما در زندگی امروز مرد خسته از راه میرسد و زن به جای اینکه یک لیوان آب دست او بدهد یا کیسههای خرید را از دست او بگیرد، به کار خودش ادامه میدهد و اصلا انگار کسی وارد خانه نشده است. چند درصد از زنهای ما به استقبال همسرشان میآیند؟ انگار این فرهنگ در بین زوجهای ما وجود ندارد. آن طرف قضیه، زنهای ما وقتی میخواهند به مهمانی بروند لباسهایشان شیکتر و زیباتر است یا در منزل؟ درحالیکه زیبایی باید در درجه نخست برای همسر باشد. در حال حاضر زنهای ما در خیابان زیباتر هستند تا در منزل؛ به عبارتی مردهای دیگر از زیبایی زنها لذت میبرند، نه همسر آنان. مردها به این ترتیب جذب کدام زن میشوند؟