لاله اسکنـدری و ساسان فیـروزی دو روز بعد از ازدواج
ارسال شده توسط مدیر وبلاگ:علی در 90/4/19:: 10:0 صبح
مـوش و گـربه زیر یک سقف !


دور از هیاهوی بازیگری، لاله و ساسان یک زندگی تازه را ساختهاند. خوب و با برنامهریزی و حسابشده. این سرنوشت دختری است که یکی از بازیگران باشخصیت سینمایماست. بازیگری که وقتی بازی نمیکند هم تلاش میکند تاثیر اجتماعی یک هنرمند را داشته باشد.

خانم اسکندری دوربین کوچک علی زارع را میدید و او را دست میانداخت. هرچه باشد او گرافیک خوانده و بعد کاشیکاری و طراحی با موزاییک را آموخته و عکاسی هم یکی از علایق اوست. با این وصف بیدلیل نیست که به یک مهندس خوب مهربان که او هم به نوعی در کار هنرهای تجسمی فعالیت دارد، علاقهمند شده باشد. ما با آقای داماد دو روز بعد از مراسم ازدواج در محل قرار مصاحبه آشنا شدیم؛ ساسان فیروزی.
دور از هیاهوی بازیگری، لاله و ساسان یک زندگی تازه را ساختهاند. خوب و با برنامهریزی و حسابشده. این سرنوشت دختری است که یکی از بازیگران باشخصیت سینمایماست. بازیگری که وقتی بازی نمیکند هم تلاش میکند تاثیر اجتماعی یک هنرمند را داشته باشد و بنابراین اتوبانهای شهر سیمانی ما را زیبا میکند و وقتی هم که ازدواج میکند، دور از هیاهو و جاذبههای دنیای بازیگری و شهرت، به ندای دل و عقلش گوش میکند و تحصیلات و شخصیت و جایگاه اجتماعی شریک زندگیاش را هم مدنظر میگیرد.
لاله و ساسان در کارت دعوت عروســیشان نوشته بودند: «ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید/ هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند». دعایشان کنید که برسند به آن مقصد عالی که شایستگیاش را دارند.
از داماد پرسیدیم: خانم اسکندری معروفند که خارج از حوزه بازیگری کارهای زیادی انجام دادند، هم در حوزه شهری و معماری و هم عکاسی. برای شما کدام جنبه از فعالیتهای ایشان مهمتر و جذابتر بود؟
میخواستم با نوع این فعالیت نیز آشنا شوم و من در کارهای طراحی با شرکت ایشان مشغول کار شدم و یکسری کارهای تبلیغاتی با هم انجام دادیم و اینجا بود که آشنایی ما آغاز شد. البته بعضی از دوستان هم این وسط بودند که حالا اسم نمیبرم
ساسان: (باخنده) همانجا بود که یک دل نه صد دل ...
لاله: حالا... معلوم است که چه کسی!
لاله: اکثر خانمهای مجرد بازیگر الان یک بار ازدواج کردهاند... میتوانم بگویم معمولا خانمها در دو مقطع سنی میل به ازدواج دارند، یکی در سنین پایین؛ از 20 تا 24 سال که هیجان و تب بزرگ شدن و تشکیل خانواده دادن اهمیت دارد. مثلا من خودم یادم هست که سنین 22،23 سالگی چقدر بین دوستانم راجع به این موضوع حرف می زدیم، اگرچه سن ما واقعا کم بود.
لاله اسکندری در قسمتی از مصاحبه به این نکته اشاره کرد که بعضی از همکاران بعد از ازدواج دچار مشکلاتی شده اند و همین مسئله باعث جدایی یا بروز برخی مسائل در زندگی حرفه ای ایشان شده است. او درباره این مسئله که چرا خیلی از بازیگرهای همنسل او تن به ازدواج نداده اند، چنین می گوید: «گاهی برای بعضی از افراد هنوز این جذابیت وجود دارد که باید در بازار کار و حرفه بیشتر فعالیت داشته باشند و تصور میکنند که شاید ازدواج این روند را برایشان کُند کرده یا مانع شود یا اصلا اجازه نداشته باشند کار کنند.خب خیلی از دوستانی که ازدواج کردند، متأسفانه همسرانشان این شرایط را برایشان گذاشتند که دیگر کار نکنند و این به نظر من رفتار درستی نیست.»
ساسان: بخش بازیگری برایم خیلی اهمیت نداشت و ملاک انتخاب نبود.
لاله: (با خنده) شخصیتم برایش جالب بود.
ساسان: واقعا من جذب شخصیت و خانواده ایشان شدم، چون خانواده فرهنگی و بسیار خوبی دارند. به مرور با خانواده هم آشنا شدیم، چون من نه در سن و سالی بودم که ارتباط با یک بازیگر برایم جذابیت داشته باشد و نه فرصت این نوع ارتباطها را داشتم، البته لاله هم همین طور و ما دیگر فرصتی نداشتیم که بخواهیم فقط وقت بگذرانیم.
لاله: (باخنده) راحتتر از آن چیزی که فکرش را بکنید...
ساسان: من اصلا حساب پولهایم را ندارم، اما لاله دارد. یک دفتر حساب کتاب هم داشت که چند روزه گم کرده!
لاله: آره هر چی هم میگردم پیدا نمیشود، همه حساب کتابهایم آنجا بود.
من به یاد ندارم از پدرم چیزی خواسته باشم. من از 19سالگی تمام هزینههای زندگیام حتی تحصیلم را نیز خودم دادهام و هیچ وقت به خانواده نیاز مالی نداشتم. خب به هر حال نزدیک به 16 سال است که کار میکنم و وقتی از آیندهنگری میگویم، به خاطر این است که شما نمیدانی چه چیزی پیش رویت است. ازدواج نمیکنی، حتی اگر ازدواج هم بکنی، هر اموالی داشته باشی به رفاه زندگیت کمک میکند. دوست ندارم در 60سالگی مستأجر باشم، دوست دارم در یک رفاه مالی زندگی کنم، اما این بدین معنا نیست که این رفاه را روی دوش فردی به نام شوهر یا پدر و مادر بیندازم.
خب میدانید آنها انرژی را که باید برای چند بچه بگذارند، برای یکی میگذارند. البته من فکر میکنم نسل ما کلا نسل تک نفره است و دو نفر هم کمتر دیده میشود. در خارج از کشور امکانات اجتماعی برای مادر و فرزند بیشتر است؛ از خدمات شهری تا درمانی.
ساسان: چیزی که سخت است این است که یک آدم دیگر اضافه میشود که تو نمیدانی آیندهاش چه میشود. چه اتفاقی قرار است برایش بیفتد. یک جورایی گنگ است و البته خیلی پرمسئولیت.
لاله: پدر و مادر هر دو دبیر هستند و ما اصلا جرأت نداشتیم کوچکترین بیادبی بکنیم، ولی الان بچهها رفتارهای خوبی با والدینشان ندارند. زمان ما همه چیز فرق میکرد، مثلا خود ما فقط کافی بود مادرم یک نگاه به ما بکند، ما میرفتیم و سعی میکردیم چند روز جلوی پدر و مادرمان نباشیم. «و همه اینها دلیلی بود که ما به بچه فکر نکردیم»
ساسان: اگر ستاره در جریان رابطه ما نبود، شاید ما هنوز هم زیر یک سقف نبودیم و دوران نامزدی ما ادامه داشت. ستاره خیلی لطف داشت و خیلی به ازدواج ما سرعت داد.
لاله: انشاءالله برایش جبران میکنیم.
تمام بازارهای ایران توسط چین و کشورهای دیگر در حال نابودی است. وقتی تو تولیدکننده هستی و یک سری افراد را در این تولید شرکت میدهی، خیلی خوب و جذاب است. برای من صرفا درآمدزایی مهم نیست، بار هنری برایم اهمیت بیشتری دارد.
لاله، دلایل انتخاب ساسان به عنوان همسر خود را خیلی راحت و با چند جمله به زبان آورد. از دید او ساسان متعهد، خوش اخلاق و خانوادهدار است. . .
ساسان: اینکه هر دویمان خیلی خوش سلیقهایم.
لاله: کار دکوراسیون میکنیم.
ساسان: معاشرت کردن، سفر کردن، میهمان دوست بودن و ورزش کردن جزو چیزهایی بود که دیدیم هر دویمان بهش علاقه داریم.
چند خواهر و برادر هستید؟
ساسان: من 2تا برادر دارم، یکی بزرگتر از خودم که ازدواج کرده و برادر دیگری که از خودم کوچکتر است.
لاله: ما خانواده شلوغی هستیم. 3 خواهر و 2برادر.
لاله: شکسته نفسی نکن!
ساسان: ضرورت ازدواج را حس نکرده بودم. افراد مختلفی به من معرفی میشدند، اما خیلی خنده دار است که کسی به شما معرفی شود، بروید یکبار با هم شام بخورید و بعد ازدواج کنید. اما لاله استقلال داشت و من کلا دوست دارم زندگی نرمالی داشته باشم. آدمهایی را که خیلی به هم چسبیدهاند را دوست ندارم. همیشه به مادرم میگفتم یکی مثل خود من حالم را به هم میزند و لزومی ندارد آدمی مثل خودم را انتخاب کنم. مثلا از یکی بپرسی چه رنگی را دوست داری، او بگوید قرمز و بعد شما هم بگویید من هم همین رنگ را دوست دارم، پس برویم ازدواج کنیم. ولی فکر میکنم فردی مثل لاله میتواند شخصیت من را تقویت کند. لاله زندگی سالمی داشته و دارای شخصیت قوی است. آدمهایی که نه موقعیت لاله را دارند و نه شرایط ویژهای، میروند و کارهای غیرمعقولی انجام میدهند، اما لاله زندگی سالمی داشته و این نکتهای است که حتی همکارانش میدانند و راجع به آن میگویند.
لاله: من آذری هستم.
ساسان: موش! در واقع موش و گربه هستیم.
لاله: حالا نمیدانم ساسان چطور جرأت کرده بیاید در خانه گربه! میدانید که امسال سال گربه است، سالی که قرار است برای من خوب باشد و البته خیلی هم خوب شروع شده.
ساسان: حالا قرمه سبزی هم نشد، اشکالی ندارد. من قبلا دستپخت لاله را خوردهام
دور از هیاهوی بازیگری، لاله و ساسان یک زندگی تازه را ساختهاند. خوب و با برنامهریزی و حسابشده. این سرنوشت دختری است که یکی از بازیگران باشخصیت سینمایماست. بازیگری که وقتی بازی نمیکند هم تلاش میکند تاثیر اجتماعی یک هنرمند را داشته باشد و بنابراین اتوبانهای شهر سیمانی ما را زیبا میکند و وقتی هم که ازدواج میکند، دور از هیاهو و جاذبههای دنیای بازیگری و شهرت، به ندای دل و عقلش گوش میکند و تحصیلات و شخصیت و جایگاه اجتماعی شریک زندگیاش را هم مدنظر میگیرد.
لاله و ساسان در کارت دعوت عروســیشان نوشته بودند: «ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید/ هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند». دعایشان کنید که برسند به آن مقصد عالی که شایستگیاش را دارند.
در تبریز بود که یک دل نه صد دل...
از داماد پرسیدیم: خانم اسکندری معروفند که خارج از حوزه بازیگری کارهای زیادی انجام دادند، هم در حوزه شهری و معماری و هم عکاسی. برای شما کدام جنبه از فعالیتهای ایشان مهمتر و جذابتر بود؟
- ماجرای آشنایی شما از کجا شروع شد؟
- خانم اسکندری شما با این همه مشغله و کار، نمایشگاه هم تشریف میبرید؟
میخواستم با نوع این فعالیت نیز آشنا شوم و من در کارهای طراحی با شرکت ایشان مشغول کار شدم و یکسری کارهای تبلیغاتی با هم انجام دادیم و اینجا بود که آشنایی ما آغاز شد. البته بعضی از دوستان هم این وسط بودند که حالا اسم نمیبرم
ساسان: (باخنده) همانجا بود که یک دل نه صد دل ...
لاله: حالا... معلوم است که چه کسی!
- وقتی در تبریز با هم آشنا شدید، شما خانم اسکندری را میشناختید؟
- گفتید دنبال آدم خاص میگشتید، معنای این خاص بودن چیست؟
ارتباط سن و سال و زندگی مشترک
- بسیاری از بازیگران رده سنی خانم اسکندری عملا در مورد ازدواج راغب نیستند و علاقهای ندارند. خانم اسکندری، علت این مسئله چیست؟
لاله: اکثر خانمهای مجرد بازیگر الان یک بار ازدواج کردهاند... میتوانم بگویم معمولا خانمها در دو مقطع سنی میل به ازدواج دارند، یکی در سنین پایین؛ از 20 تا 24 سال که هیجان و تب بزرگ شدن و تشکیل خانواده دادن اهمیت دارد. مثلا من خودم یادم هست که سنین 22،23 سالگی چقدر بین دوستانم راجع به این موضوع حرف می زدیم، اگرچه سن ما واقعا کم بود.
- اما بعد دوره استقلال مالی می رسد که به نظر کمی ازدواج را زیر سایه خود قرار می دهد.
ترس های طبیعی از ازدواج
لاله اسکندری در قسمتی از مصاحبه به این نکته اشاره کرد که بعضی از همکاران بعد از ازدواج دچار مشکلاتی شده اند و همین مسئله باعث جدایی یا بروز برخی مسائل در زندگی حرفه ای ایشان شده است. او درباره این مسئله که چرا خیلی از بازیگرهای همنسل او تن به ازدواج نداده اند، چنین می گوید: «گاهی برای بعضی از افراد هنوز این جذابیت وجود دارد که باید در بازار کار و حرفه بیشتر فعالیت داشته باشند و تصور میکنند که شاید ازدواج این روند را برایشان کُند کرده یا مانع شود یا اصلا اجازه نداشته باشند کار کنند.خب خیلی از دوستانی که ازدواج کردند، متأسفانه همسرانشان این شرایط را برایشان گذاشتند که دیگر کار نکنند و این به نظر من رفتار درستی نیست.»
- بحث جلب توجه در مورد بازیگران بحث ازدواج را خاصتر میکند و شاید برای آقایان تحمل این حالت سخت باشد، زیرا در خانواده معمولا آقایان جلودار هستند و نقش اول را ایفا میکنند. آیا ازدواج برای یک بازیگر مقوله خاصتری هست؟
- به عنوان یک الگو، آیا زوجی را در اطرافتان می شناسید که زندگی موفقی دارند؟
ساسان: بخش بازیگری برایم خیلی اهمیت نداشت و ملاک انتخاب نبود.
لاله: (با خنده) شخصیتم برایش جالب بود.
ساسان: واقعا من جذب شخصیت و خانواده ایشان شدم، چون خانواده فرهنگی و بسیار خوبی دارند. به مرور با خانواده هم آشنا شدیم، چون من نه در سن و سالی بودم که ارتباط با یک بازیگر برایم جذابیت داشته باشد و نه فرصت این نوع ارتباطها را داشتم، البته لاله هم همین طور و ما دیگر فرصتی نداشتیم که بخواهیم فقط وقت بگذرانیم.
- به هر حال ازدواج با یک بازیگر کمی مخاطرهآمیز است؟
- کدام وجه این ازدواج سختتر است، بخش توجه مردمی یا غیره؟
- خانم اسکندری، همسر شما شرطی برای کم کردن فعالیتهای بازیگری برایتان نگذاشته؟
مرد منظم، زن هنرمند
- خانم اسکندری کار خانه انجام میدهید؟
ثروتمند نیستیم اما خوب خرج میکنیم
- خانم اسکندری، شما امکان مالی خوبی داشتید، آقای ساسان هم به نظر میرسد همین طور هستند، این قضیه مالی و هم طبقه بودن چقدر اهمیت داشت؟
لاله: (باخنده) راحتتر از آن چیزی که فکرش را بکنید...
ساسان: من اصلا حساب پولهایم را ندارم، اما لاله دارد. یک دفتر حساب کتاب هم داشت که چند روزه گم کرده!
لاله: آره هر چی هم میگردم پیدا نمیشود، همه حساب کتابهایم آنجا بود.
- این اخلاق ساسان شما را اذیت نمیکند؟
من به یاد ندارم از پدرم چیزی خواسته باشم. من از 19سالگی تمام هزینههای زندگیام حتی تحصیلم را نیز خودم دادهام و هیچ وقت به خانواده نیاز مالی نداشتم. خب به هر حال نزدیک به 16 سال است که کار میکنم و وقتی از آیندهنگری میگویم، به خاطر این است که شما نمیدانی چه چیزی پیش رویت است. ازدواج نمیکنی، حتی اگر ازدواج هم بکنی، هر اموالی داشته باشی به رفاه زندگیت کمک میکند. دوست ندارم در 60سالگی مستأجر باشم، دوست دارم در یک رفاه مالی زندگی کنم، اما این بدین معنا نیست که این رفاه را روی دوش فردی به نام شوهر یا پدر و مادر بیندازم.
این زوج عجله ای برای افزایش تعداد خانواده خود ندارند
- شما نقشههایی برای خانواده پرجمعیت داشتن و بچهدارشدن دارید؟
- یکی از دلایل اصلی ازدواج خانمها بچهدارشدن است، شما چطور؟
خب میدانید آنها انرژی را که باید برای چند بچه بگذارند، برای یکی میگذارند. البته من فکر میکنم نسل ما کلا نسل تک نفره است و دو نفر هم کمتر دیده میشود. در خارج از کشور امکانات اجتماعی برای مادر و فرزند بیشتر است؛ از خدمات شهری تا درمانی.
- پس با این تفسیر، باید زودتر بچه دار شد...
ساسان: چیزی که سخت است این است که یک آدم دیگر اضافه میشود که تو نمیدانی آیندهاش چه میشود. چه اتفاقی قرار است برایش بیفتد. یک جورایی گنگ است و البته خیلی پرمسئولیت.
لاله: پدر و مادر هر دو دبیر هستند و ما اصلا جرأت نداشتیم کوچکترین بیادبی بکنیم، ولی الان بچهها رفتارهای خوبی با والدینشان ندارند. زمان ما همه چیز فرق میکرد، مثلا خود ما فقط کافی بود مادرم یک نگاه به ما بکند، ما میرفتیم و سعی میکردیم چند روز جلوی پدر و مادرمان نباشیم. «و همه اینها دلیلی بود که ما به بچه فکر نکردیم»
- اصلا یادمان رفته از ستاره اسکندری خواهر گرامی شما سئوال کنیم. قرار نیست ستاره هم ازدواج کند؟
ساسان: اگر ستاره در جریان رابطه ما نبود، شاید ما هنوز هم زیر یک سقف نبودیم و دوران نامزدی ما ادامه داشت. ستاره خیلی لطف داشت و خیلی به ازدواج ما سرعت داد.
لاله: انشاءالله برایش جبران میکنیم.
من کار مـی کنـم پس هـسـتـم
- خانم اسکندری، از حرفهای شما اینجور برمیآید که شما همچنان آن کارهای زیباسازی شهر را با جدیت انجام خواهید داد؟
تمام بازارهای ایران توسط چین و کشورهای دیگر در حال نابودی است. وقتی تو تولیدکننده هستی و یک سری افراد را در این تولید شرکت میدهی، خیلی خوب و جذاب است. برای من صرفا درآمدزایی مهم نیست، بار هنری برایم اهمیت بیشتری دارد.
- حالا واقعا درآمد ندارد؟
یک ازدواج عاقـلانه بزرگسالانه و منطقی
لاله، دلایل انتخاب ساسان به عنوان همسر خود را خیلی راحت و با چند جمله به زبان آورد. از دید او ساسان متعهد، خوش اخلاق و خانوادهدار است. . .
- شما چه ویژگی مثبتی دیدید در آقای ساسان؟ آیا آقای ساسان همان مرد ایده آل شما بود؟
- بحث خانواده هم برایتان اهمیت داشت؟
- آیا با کسی هم مشورت کردی؟
- اولین وجه مشترک بین هر دوی شما که خیلی هم خوشحالتان کرد، چه بود؟
ساسان: اینکه هر دویمان خیلی خوش سلیقهایم.
لاله: کار دکوراسیون میکنیم.
ساسان: معاشرت کردن، سفر کردن، میهمان دوست بودن و ورزش کردن جزو چیزهایی بود که دیدیم هر دویمان بهش علاقه داریم.
چند خواهر و برادر هستید؟
ساسان: من 2تا برادر دارم، یکی بزرگتر از خودم که ازدواج کرده و برادر دیگری که از خودم کوچکتر است.
لاله: ما خانواده شلوغی هستیم. 3 خواهر و 2برادر.
دوست ندارم زنم فقط قرمه سبزی درست کن باشد
- چالش دیگر زندگی با یک بازیگر، داشتن یک زندگی نرمال است که در مورد بازیگران صدق نمیکند؟
- آقایان انتخابکننده هستند، اما خانمها باید انتخاب شوند و شما تا این سن ازدواج نکردید، چه معیار خاصی داشتید که تا به امروز در کسی پیدا نکردید و بالاخره در لاله خانم پیدا کردید؟
لاله: شکسته نفسی نکن!
ساسان: ضرورت ازدواج را حس نکرده بودم. افراد مختلفی به من معرفی میشدند، اما خیلی خنده دار است که کسی به شما معرفی شود، بروید یکبار با هم شام بخورید و بعد ازدواج کنید. اما لاله استقلال داشت و من کلا دوست دارم زندگی نرمالی داشته باشم. آدمهایی را که خیلی به هم چسبیدهاند را دوست ندارم. همیشه به مادرم میگفتم یکی مثل خود من حالم را به هم میزند و لزومی ندارد آدمی مثل خودم را انتخاب کنم. مثلا از یکی بپرسی چه رنگی را دوست داری، او بگوید قرمز و بعد شما هم بگویید من هم همین رنگ را دوست دارم، پس برویم ازدواج کنیم. ولی فکر میکنم فردی مثل لاله میتواند شخصیت من را تقویت کند. لاله زندگی سالمی داشته و دارای شخصیت قوی است. آدمهایی که نه موقعیت لاله را دارند و نه شرایط ویژهای، میروند و کارهای غیرمعقولی انجام میدهند، اما لاله زندگی سالمی داشته و این نکتهای است که حتی همکارانش میدانند و راجع به آن میگویند.
- متولد چه ماهی هستید؟
لاله: من آذری هستم.
- طالعبینیتان به هم میخورد؟
ساسان: موش! در واقع موش و گربه هستیم.
لاله: حالا نمیدانم ساسان چطور جرأت کرده بیاید در خانه گربه! میدانید که امسال سال گربه است، سالی که قرار است برای من خوب باشد و البته خیلی هم خوب شروع شده.
- پاگشاها شروع شده؟
- اولین قرمهسبزی را کدامتان درست کرده؟
ساسان: حالا قرمه سبزی هم نشد، اشکالی ندارد. من قبلا دستپخت لاله را خوردهام
منبع برترین ها
کلمات کلیدی :
نظر